شنبه, ۰۱ مهر ۱۳۹۶

فقر کودک در ایران

 

Faghr K For Profile

 

 

نام کتاب:

فقر کودک در ایران

نویسنده:

دکتر وحید محمودی

دکتر عزت الله عباسیان

ناشر:

پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس

سال چاپ:

1391

تعداد صفحه:

295 ص

 

درباره کتاب:

 

فقر یک مفهوم پویاست و بر اساس وضعیت رفاهی فرد یا خانوار تعریف می شود.فقر پدیده ای است که در تمام زمانها و ادوار تاریخی وجود داشته و همواره مورد توجه سیاست گذاران بوده و از موضوعات چالشی سیاست عمومی است.به دلیل ماهیت پیچیده و چند بعدی فقر در کتب و مطالعات انجام شده،تعاریف و طبقه بندی های متعدد و متفاوتی برای آنها ارائه شده،که در کتاب«فقر کودک در ایران» به تعدادی از آنها اشاره شده است.

در ایران مطالعات زیادی در حوزه فقر انجام شده است،اما به طور خاص مطالعه ای در باب فقر کودک انجام نشده است.این در حالیست که مطالعات زیادی در کشورهای دیگر در این حوزه انجام گرفته است.اهمیت موضوع و خلاء مطالعات تجربی،نویسندگان را بر آن داشت تا اهتمام به انجام مطالعه حاضر تحت عنوان«فقر کودک در ایران» بنمایند.

هنگامی که از عبارت «فقر کودک» استفاده می کنیم،موضوع فقر را تخصصی تر مورد نظر قرار می دهیم و در نتیجه به پیچیدگی معنای آن می افزاییم.اما ناگزیر،برای درک بهتر مفهوم فقر کودک،باید از نقطه ای شروع کرد.ما این نقطه را کلی ترین تعریف از فقر کودک در نظر می گیریم:فقر کودک،فقری است که توسط کودکان تجربه می شود.در بسط این تعریف،صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد(UNICEF) بیان می کند که:«کودکان فقر را به صورت زندگی در محیطی که در آن به توسعه ذهن،فیزیک،عواطف و معنویاتشان لطمه وارد می شود،تجربه می کنند».نتایج مطالعات پیرامون فقر کودک نشاندهنده آنست که ناکافی بودن سطح درآمد سرانه خانوار،فقط یک جنبه از ابعاد فقر کودکان را تشکیل می دهد.به همین دلیل امروزه در ادبیات فقر کودک،مفهوم «فقر چند بعدی» بیشتر از فقر به معنای وجود آستانه درآمدی خاصی به چشم می خورد.

به رغم توجه به فقر کودک و عوامل اقتصادی-اجتماعی و مبنایی آن که در حال تبدیل شدن به یک چالش سیاسی اصلی و اضطراری اجتماع و سلامت است،هیچ اجماع نظری درباره اینکه فقر کودک چگونه اندازه گیری شود وجود ندارد.تحلیل های تجربی و اطلاعات رسمی،اغلب بر اساس نتایج عملیاتی فقر و همچنین حاصل آمارهای مختلف فقر است که به سختی قابل مقایسه هستند.

لازم به تأکید است که فقر کودک تنها بر اساس قدرت خرید اقتصادی تعریف نمی شود وبرای تعریف ان از یک مفهوم چند بعدی هم استفاده می شود.وقتی مفهوم شیوه زندگی راجع به کودکان به کار می رود علاوه بر جنبه های مادی؛منابع و موضوعات،راجع به مراقبت نیز که در رأس زندگی کودکان قرار دارد؛در نظر گرفته می شود(مانند سلامت،تغذیه و ...) مفهوم «شیوه زندگی» همچنین روشن می سازد که فقر کودک در ارتباط مستقیم با نابرابریهای اجتماعی نظیر نابرابری در توزیع فرصتها(آموزش،سلامت و ...)و دستیابی به منابع،غذا و خدمات است.

در نتیجه برای درک بهتر فقر کودک لازم است که به علل و عوامل ایجاد کننده و رشد فقر کودک نیز توجه شود که این مهم در کتاب مورد بررسی قرار گرفته است.برای این منظور از مطالعات مختلف که بطور تجربی فقر کودک را در کشورهای مختلف مورد مطالعه قرار داده اند،برای استخراج شاخص های تعریف عملیاتی فقر کودک و شناخت علل و آثار آن در ایران استفاده شده است.در این راستا،ابتدا به توصیف وضعیت فقر و رفاه کودک در ایران بر اساس شاخص های مورد نظر پرداخته شده است.انتخاب میان روش های متعدد اندازه گیری فقر کودک نیز بیشتر به در دسترس بودن آمارهای مرتبط با وضعیت کودک ارتباط دارد.با توجه به آمارهای در دسترس در مورد ایران،به نظر می رسد با استفاده از آمارهای بودجه خانوار که هر ساله توسط مرکز آمار ایران منتشر می شود،و به روش محرومیت از سبد کالاهای اساسی خانوار،بتوان فقر کودک را به صورت چندبعدی محاسبه کرد.

همانطور که اشاره شد،تعریف مختلف و روش های اندازه گیری متفاوتی برای اندازه گیری فقر کودک وجود دارد.منشاء این تنوع،فراوانی تعداد عواملی است که بر فقر کودک اثر می گذارد.به همین ترتیب،سیاست های بالقوه بیشماری را برای کاهش فقر کودک می توان در نظر گرفت.این سیاست ها در تمام دنیا رایج هستند و به همین خاطر این در کشورهای مختلف حالت عمومی و مشترک به خود می گیرد.سیاست های مربوط به رشد اقتصادی،آزادسازی اقتصادی و مدیریت تورم و کسری بودجه و اثر آنها بر میزان فقر کودک از جمله سیاست های مذکور هستند.

در کنار این عوامل کلان،در مطالعه «فقر کودک در ایران»،سیاستهای خاص که در کشورهای مختلف برای مقابله با گسترش فقر کودک به کار گرفته شده اند،نیز مورد اشاره قرار گرفته اند.

از آنجا که هدف محوری از این مطالعه،بررسی اثر متغیرهای کلان اقتصادی-اجتماعی بر رفاه اجتماعی کودک است،و با در نظر گرفتن این که دورنماهای موجود،از مفهوم رفاه،ما را به سمت برخورداری از جنبه های مثبت زندگی سوق می دهد،لذا در این مطالعه،محرومیت ها،به عنوان عدم وجود رفاه تلقی گردیده اند.در این راستا،با توجه به چند بعدی بودن مفهوم رفاه و کیفی بودن مقوله رفاه،نویسندگان بر آن شده اند تا با به وسیله اندازه گیری چند بعدی از رفاه اجتماعی کودک در ایران و توجه به جنسیت،محل زندگی،بعد خانوار و دهک های درآمدی برای ایشان به بررسی اثر متغیرهای کلان اقتصادی-اجتماعی در در محدوده زمانی سالی که مطالعه در آن انجام شده است،بپردازند.تنوع و کثرت متغیرهای موثر،نیاز به دقت و جامعیت نتایج و حاکم بودن رویکرد علمی،بر این مطالعه موجب گشت تا از روش ترکیبی اقتصاد سنجی و جدول داده-ستاده برای تحلیل استفاده شود.نتایج به دست آمده با توجه به حجم زیاد یافته ها،اثرات متفاوتی از متغیرها را به نمایش می گذارند که در قالب جدولهای مجزا در متن کتاب ارائه گردیده اند.در این جداول اثر هر یک از متغیرهای مورد نظر به صورت دقیقی مورد بررسی قرار گرفته است.

در میان متغیرهای کلان اقتصادی،اثر تغییر دستمزدها،مالیات ها،یارانه ها و سیاست های پولی و مالی دولت مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته اند که نتایج به دست آمده در قالب جداول با جزئیات مربوطه در متن کتاب آورده شده اند.متغیرهای اقتصادی موثر بر فقر کودک نظیر:درصد باسوادی،نرخ بیکاری،ضریب جینی،و میزان طلاق نیز مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند که نتایج و آثار مختلفی از خود بر روی فقر کودک را به نمایش گذاشته اند.

 

فهرست مطالب:

 

-فصل اول: مروری بر مبانی نظری فقر

 

-فصل دوم: مروری بر مبانی نظری و مطالعات تجربی فقر کودک

 

-فصل سوم: علل و پیامدهای فقر کودک

 

-فصل چهارم: سیاستهای کاهش فقر کودک و تجربه دیگر کشورها

 

-فصل پنجم: بررسی آماری فقر کودک در ایران و نتایج تجربی

 

-فصل ششم: اندازه گیری اثر متغیرهای کلان اقتصادی-اجتماعی بر فقر کودک در ایران

 

-فصل هفتم: نتیجه گیری و پیشنهادات

    

  

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید